|
خداحافظي زود هنگام با آدم هايي كه دوستشان داريم و با ديدنشان به سال هاي دور و خاطرات كودكي مان مي رويم ـ همان روز هايي كه براي كم نياوردن جلوي برادرمان بالاجبار فوتبال نگاه مي كرديم ـ خيلي سخت است. اما در همان كودكي هم يك نام آشنا بين آن همه كل كل خودنمايي مي كرد. داستان ما و ماركو فان باستن از همين جنس است .چقدر بدبخت بوديم كه سنمان به ديدن بازي هاي فوق العاده ي ماركو قد نمي دهد و تنها يادگاري ديدن فیلم بازي هاي او در ميلان است. و چقدر بدبخت بوديم كه فرزند دلبند ما خيلي زود فوتبال را كنار گذاشت و رفت. وقتي او را يافتيم به عنوان سر مربي هلند معرفي شده بود،خوشحال بوديم كه لااقل او را مي بينيم. او را ديديم كه آرامشي بي نظير كل وجودش را فرا گرفته بود. وقتي جام شروع شد با عشق به ايتاليا بازي ها را دنبال مي كرديم. ولي مگر مي شد بابا ماركو را از ياد برد؟ ماركويي كه در همان عشقمان،ايتاليا، غوغا كرد. هلند صعود كرد ايتاليا هم با او رفت.وقتي ديديم هلند به روسيه خورده است دلمان لرزيد.كه نكند آرامش بابا ماركو كار دستش بدهد... بازی با روسیه آغاز شد. 120 دقيقه گذشت.. تابلوی نتایج چشم مارکو را آزار می داد.۳-۱ به نفع روسیه. ماركو ايستاد با همان صلابت و آرامش..ماركو لبخند زد ورفت. اهمه مي گفتند اين آرامش كار دست هلندي ها داد ولي ما مي دانستيم اگر اين آرامش نبود،شايد ماركو را به اين اندازه دوست نداشتيم. ماركوي آرام با هلند از جام خداحافظي كرد و ما هم منتظريم او هم مثل رايكارد به يك مربي بزرگ در فوتبال جهان بدل شود.او لياقتش را دارد..
کل بدنم هم درد می کنه آخه بعد بازی پریدیم تو شریعتی!ما هم که طبق معمول تا کمر بیرون از پنجره بودم!! به همه ی استقلالیها اين قهرماني خوشگل رو تبريك مي گم استقلال قهرمان شده خدا مي دونه كه حقشه، به لطف يزدان و بچه ها استقلال قهرمان شده حالا لاي لاي لا لاي بیا بیا تک ستاره ی فوتبال ایران بیا بیا علیرضای منصوریان تبريك تبريك بازم تبريك! بین همه ی تیم های دنیا عشق است استقلال آسمون واسه ی همیشه آبی ست آبی تر از همیشه اون نظر محمدی بی پدر و مادر هم اولهاش وقت تلف می کرد.آخرهای بازی که دیدند عقب افتادند عین خر می دوید!آشغال خاک بر سر فقط کم مونده بود صورتشم قرمز کنه! حیف پرسپولیس که همچین خری می خواد طرفدارش باشه!!
جامُ نداديم بهشون درياي خزر ....
خداوند به سه طریق به دعاها جواب می دهد: او می گوید آری و آنچه می خواهی به تو می دهد. او میگوید نه و چیز بهتری به تو می دهد. او می گوید صبر كن و بهترین را به تو می دهد
دلم گرفت از این روزها
خزان كه قسمت ما شد بهار مال شما صادقانه بگويم سلام حال شما...؟! سلام يه همه ي دوستاني كه لطف دارند و ميان به وبلاگ سر مي زنند و واقعا يه مرهمي هستند واسه يه درد كه تمومي نداره و هر چي مي گذره اين درد عميق تر مي شه... عيدتون مبارك اميدوارم عيد خوبي رو گذرونده باشين..بي تعارف بگم عيد به اين بدي تا حالا نداشتم..از قبل از شروع تعطيلات كه داغون بوديم دم عيد هم ياد سفره ي هفت سين يه خونه اي بد جور عذابم مي داد...سفره ي اون خونه اي كه پارسال يه گلي كنارش بود و حالا داره عيد رو پيش كسي كه بيشتر از همه دوسش داشت جشن مي گيره..ياد اون عيدي كه واسه برنامه هاي نوروز 2 تا گل رو دعوت كرده بودند و حالا بايد يكي از اونها رو بيارند تا از خاطره هاي داداش گلش تعريف كنه و بغض گلوش عذابش بده..شبكه ي 3 هم 2 دقيقه قبل سال تحويل بهشت زهرا رو نشون داد و ديگه نشد روز عيدي جلوي اون جمعيت باز چشم هامون خيس نشه... حرف هام تكراريه و خسته كننده...ولي فكر مي كنم اگه نگم مي ميرم..كه اميدوارم زودتر برم..اميدم به همين وبلاگ و بچه هاي وبلاگه،مي دونم غم من تو اين دنيا هيچه ولي اون خدايي كه دل رو داد اون خدايي كه عشق رو آفريد خودش غم رو داد خودش اشك رو داد كه به ياد اون كه تو دلمون بود زار بزنيم..آخرين نقطه ي دنيا تو جهان من همين جاست .. چند روز پيش رفتم بهشت زهرا،ديگه گمش نكردم ديگه مي دونستم كجا آروم گرفته.رفتم عيد رو بهش تبريك بگم ديدم سنگ مزارشو عوض كردند عكس خودشو روش حك كرده بودند.فقط نشسته بودم زل زدم به عكسش! نه مي تونستم باهاش حرف بزنم نه اصلا مي تونستم گريه كنم...نمي دونم چرا ولي فقط نگاه مي كردم اينگار يكي بهم مي گفت اگه نگاه نكني پشيمون مي شي..يه ربع مثل باد گذشت .فكر كن باز بايد مي رفتم بازم خداحافظي..باز از ديدنش محروم مي شدم خيلي سخته خيلي..يه جورايي ديوونه كننده است گفتم ببينمش مگرم درد عشق مثل دفعه ي قبل باز تا نشستيم تو ماشين اشكم در اومد..اينگار وقتي مزارش رو مي بينم مغزم ديگه فرمان نميده، نه حس مي كنم كجام نه حس مي كنم به چي زل زدم يه خلا بزرگي تو وجودم حس مي كردم يه زخم عميق يه درد يه اشك يه آه.. هوام ابري بود آسمونم بغض كرده بود سرم رو گذاشتم رو شيشه فقط گريه كردم و ياد اون شعر افتادم... ببار اي بارن ببار با دلم گريه كن خون ببار در شب هاي تيره چون زلف يار به ياد عاشق هاي بي مزار اي بارون دلا خون شو خون ببار بهر ليلي چو مجنون ببار اي بارون... اينقدر اعصابم خرد شد هيچ گل فروشي و گلاب فروشي اي باز نبود!حتي يه چيكه آب نذاشته بودند بتونيم قبرشو تميز كنيم...حتي نتونستم قبرشو تميز كنم.. به هر حال بازم ببخشيد خسته تون كردم..دلم بدجوري گرفته! بازم از همه كسايي كه مي يان سر مي زنن-زهرا جون،مينا،مسيحا جون،عطيه،دختر خسته،مهدي و ..-واقعا متشكرم.. عكس هاي مزارش رو هم براتون مي ذارم ما زبالاييم و بالا مي رويم..
وقتی که دیگر نبود من به بودنش نیازمند شدم وقتی که رفت .. من به انتظار آمدنش نشستم وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد من او را دوست داشتم وقتی که او تمام کرد من شروع کردم وقتی او تمام شد من شروع کردم و چه سخت است تنها متولد شدن مثل تنها زندگی کردن مثل تنها مردن
سنگ قبرت سرد بود...سرد بود...سرد..به سردي روزهاي زندگيم..به سردي زمين بسكتبال بدون تو..به سردي بازي هاي صمد بعد تو...به سردي شب هاي بي فرشته...به سردي روزهاي بي تو.. دستمو كه از روي سنگ قبرش برداشتم بوي گل مريم گرفته بود..خواهرم به زور بلندم كرد.نمي خواستم بيام،آخه بيام چي كار كنم؟واسه چي بيام؟واسه كي بيام؟مجبور شدم بيام...آيدين كاش پيش خدا واسطه مي شدي بذاره من اون جا بمونم... اين هام عكسه قبرش.. مي دونم قبلا با حالت هاي ديگه ديدينش ولي به خوبيه خودتون ببخشيد...آخه دلم نيومد عكس هاشو نذارم!
|
About
اسمم طیبه است,17 سالمه!عاشق تهران و ایرانم.دروغ نگفته باشم اگثر رشته های ورزشی رو دوست دارم!استقلالی ام شدید و طرفدار مجیدی و منصوریانم.توی اروپا هم رم و میلان و چلسی و بارسا رو دوست دارم.تنیس هم بازی میکنم,توی بسکتبال طرفدار صبا باطری و توی والیبال هم طرفدار پیکانم!از خواننده ها هم از هیلاری,لینکین پارک,متالیکا,سیستم,آوریل,کرن,
Home
|